هانی درانتظار دنیا اومدن آبجی هیام
سلام دوستای گلم
بیست و یکم اردیبهشت ماه , همراه با مامان و بابایی و دو تا از خاله هام عازم شیراز شدیم![]()
قرار بود آبجیم یک هفته بعد توی بیمارستان شیراز دنیا بیاد![]()

من و پسرخالم آقا ادیب کنار آتشکده (مسیر فیروز آباد )بلال میل میکنیم![]()

بعد از خوردن ذرت از دندونم خون اومد البته از چند روز قبل دندونم لق بود ![]()
و توی مسیر با کمک مامان و بابایی اولین دندونم در سن پنج سال و سه ماه و شانزده روز افتاد

تا رسیدیم شیراز برای من و ادیب برنامه کودک گرفتن که زلزله به پا نکنیم و آروم باشیم

عجب خونه ای کرایه کردیم ,باغچش پر از میوه های تابستونست![]()

وسط مجتمع تجاری گوشی دستم بود و با فیلم های اسنپ چت جو گیر شده بودم 



تا تونستم توت فرنگی خوردم ![]()

ادیب شیطون 

![]()


پاساژ زیتون و شام خوشمزه![]()


لونا پارک


سرای مشیر

هرجایی برم سه سوته رفیق جدید پیدا میکنم 
در پست بعدی منتظر عکس های آبجی هیام باشید
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



هانی درانتظار دنیا اومدن آبجی هیام
